بازم مهر.......

دختری نازکه نامش کبراست

و د ه ها  سال است

قول ها داده به خود

و گرفته تصمیم

که دگربار، کتاب خود را

باز جا نگذارد. شب به زیر باران

آن کتاب کهنه

هچنان خیس و چروکیده و باران زده است

باز هم سال دگر

باز پاییز دگر

باز تصمیم دگر

باز کوکب خانم

چند مهمان دارد

باز هم سفره رنگین پهن است

و کدام از ماها

در پس این همه سال …

حسرت خوردن از آن سفره کوکب خانم

همچنان با او نیست؟

خوش به حال عباس!

خوش به حال کبری!

خوش به حال حسنک!

که همه دغدغه شان

سفره و دفتر خیس است و صدای یک بز

خوش به حال همه شان!

که ز ما جا ماندند

همه کودک ماندند

و رسیدیم ما به سرابی که هم اکنون هستیم

و غم غربت ایام گذشته است که دایم با ماست.

 

/ 13 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
MRM

بوی خوبی نداره این مهر...[وحشتناک]

محمد

بر ماسه ها نوشتم : دریای هستی من از عشق توست سرشار این را به یاد بسپار. بر ماسه ها نوشتی : ای همزبان دیرین این آرزوی پاکیست اما به باد بسپار اپم

محمد

سلام سلامتی[چشمک] شما جه خبر

اتاق خنده

اپم

اتاق خنده

دوباره اپم

اتاق خنده

سلوم حتما هر دوهفته یا یک هفته میام

اتاق خنده

خخخ اوکی فقط وبم فراموش نکنی ها من برای سال بعد کلی خبر دارم

محمد

واااااای مهدیه پرشین بلوگ ؟همه بلاگفا شدن دیه خیلی سخته اینجا که حالااااا به من 1سرمیزنی؟ دوس داشتی تبادل لینک من فان کده محمد و تو اطلاع بده و بگو با چه عنوانی بلینکمت خاهر!!![شوخی][نیشخند]