ღ ♥ღ........ MahdiehhhhhhhhhhhhH.......ღ♥ღ•.¸¸.•* ❤

پرونده اش رازیربغلش گذاشتندوبیرونش کردند

ناظم بارنگ قرمزوچهره برافروخته فریادکشید:

بهت گفته باشم توهیچی نمیشی ؛هیچی

سوالگریه


مجتبی نگاهی به همکلاسی هایش انداخت

آب دهانش راقورت داد

خواست چیزی بگویداماسرش راپایین انداخت ورفت

برگه ی مجتبی دست به دست بین معلم هامیگشت

اشک وخنده دبیرهادرهم آمیخته بود

امتحان ریاضی ثلث اول

سئوال:یک مثال برای مجموعه تهی نام ببرید

جواب:مجموعه آدم های خوشبخت فامیل ما

سئوال:عضوخنثی درجمع کدام است؟

جواب:حاج محمودآقا؛شوهرخاله ریحانه

که بودونبودش درجمع خانواده هیچ تاثیری نداره

وگره ای ازکارهیچکس بازنمیکنه

سئوال:خاصیت تعدی دررابطه هاچیست؟

جواب:رابطه ایست که موجب پینه دست پدرم

بیماری لاعلاج مادرم وگرسنگی همیشگی ماست

معلم ریاضی اشکش راباگوشه برگه مجتبی پاک کردوادامه داد

سئوال:نامساوی راتعریف کنید؟

جواب:نامساوی یعنی؛یعنی؛رابطه ی ماباآنها؛ازمابهتران

اصلانامساوی که تعریف وتمجیدندارد؛الهی که نباشد

سئوال:خاصیت بخش پذیری چیست؟

جواب:همان خاصیت پول داری است آقا

که اگرداشته باشی دربخش بیمارستان پذیرش می شوی

وگرنه مثل خاله سارابعدازجواب کردن بیمارستان توراه خانه فوت میکنی

سئوال:کوتاه ترین فاصله بین دونقطه چه خطی است؟

جواب:خط فقر؛که تولدلیلا؛خواهرم را؛سریعابه مرگش متصل کرد

برگه دراین نقطه کمی خیس بودوغیرخوانا؛

که شایداثرقطره اشک مجتبی بود؛

معام ریاضی ادامه نداد؛برگه راتاکرد؛بوسیدودرجیبش گذاشت

مجتبی دم درحیاط مدرسه رسیده بود؛

برگشت باصدای لرزانش فریادزد؛

آقااجازه؛گفتیدهیچی نمیشیم؟هیچی؟

بعدعقب عقب رفت؛درحیاط رابوسیدوپشت درگم شد........


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩۱/٩/٩ ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()