ღ ♥ღ........ MahdiehhhhhhhhhhhhH.......ღ♥ღ•.¸¸.•* ❤

همه چی داشت خوب پیش می‌رفت؛
که یهو به خودمون اومدیم دیدیم بزرگ شدیم.....


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/۸/٢٩ ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()

 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . . .

 


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/۸/۱٥ ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()

 

جاگذاشته ام دلی

هرکه یافت

مژدگانی اش تمام “زندگی ام”


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/۸/۸ ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()

فاطمه جونم:


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/۸/۳ ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()

 

اینو دوستم(فاطمه جون)کف دستش نوشته........

اگه شمابودید چی مینوشتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/۸/٢ ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()
پسرک رو به مزار دختر ایستاد، برایش از دلتنگیش گفت، از آغوشی که این روزها خیلی هوایش را کرده...
از شوخی های دلنشینش، از چشمان مهربانش، از حرف های نگفته اش، از یک دنیا بغضش... برایش کادو گرفته بود آمده بود تا لبخندش را ببیند!
هق هق گریه هایش به آسمان بلند شده بود...
پسر:
برات… کادو… برات یه دسته گل گلایل!… یه شیشه گلاب… و یه بغض طولانی آوردم…!
تک عروس گورستان!
پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره…!
اینجا کنار خانه ی ابدیت می نشینم و فاتحه میخوانم…
نه اشک و فاتحه... اشک و فاتحه و دلتنگی
امان… دنیای من! تو خیلی وقته که…
آرام بخواب فرشته کوچ کرده ی من…
دیگر نگران قرصهای نخورده ام… لباس اتو نکشیده ام…. و صورت پف کرده از بی خوابیم نباش…!
نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش..!
بعد از تودیگر مرد نیستم اگر بخندم…
اما… تـو آرام بخواب…




برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/۸/٢ ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()