ღ ♥ღ........ MahdiehhhhhhhhhhhhH.......ღ♥ღ•.¸¸.•* ❤

 

 

کاش همان کودکی بودم

که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند

اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمی شنود

دلخوش کرده ام ، که سکوت کرده ام

سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست

دنیا راببین …

بچه بودیم از آسمان باران می آمد،

بزرگ شده ایم از چشمهایمان اشک می آید…

بچه بودیم درد دل را با هزار ناله می گفتیم ، همه می فهمیدند …

بزرگ شده ایم ، درد دل را به صد زبان می گوییم ،

اما هیچ کسی نمی فهمد …


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/٢/٢٩ ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()

معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا
...
دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز
معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می
زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز
بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در
مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم!
دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو
به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر
ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون
نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه...
اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای
داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم
صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و کاسه اشک چشمش روی گونه
خالی شد . . .

 

 

طبق معمول نظر فراموش نشه . . .


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/٢/۱٢ ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()

کاش میتونستم تورو وصف کنم؛کاش میتونستم به همه بگم که چقدر جات خالیه و نبودنت هر لحظه آزارم میده یه وقت هایی میگم کاش لحظه های زندگیم بدون تونبودن وزندگی نمیکردم ولی چه میشه کرد؛آدمی بایدزندگی کنه و تلخی هارومزه کنه من هستم تا بدون بودن باتو رو تو لحظه های زندگیم حس کنم.

وچقدر همه ی اینها آزاردهنده و کشنده اس؛چقدر نبودنت برام عقده شده و فقط می تونم با یادت باشم؛...

کاش بودی وباهم میخندیدیم ؛باهم.........

وقتی دختران وپسرانی رو میبینم که چقدر گستاخانه با مادراشون حرف میزنن ؛ته قلبم درد میگیره اینو واقعا میگم تیرکشیدن قلبم روحس میکنم و حسرت میخورم؛دلم میخواد به همشون بگم چقدرمادرا دوست داشتنی وعزیزند.

بگم که چقدر محترمند ومقاوم؛قلبی دارن به وسعت آسمون؛عشقی دارن به بلندی همه ی کوه های دنیا؛صفایی دارن به وسعت اقیانوس؛معرفتی دارن که هیچ دوستی نداره؛به همشون بگم که من از لحظه لحظه ی نداشتن مامانم پشتم خالیه؛ناامیدم و غمگین؛یه گوشه ی دلم خالیه؛ یه گوشه ای که همیشه بایدپرازمهرو عشق اون باشه ولی نیست...مهراون با هیچی پر نمیشه و من محروم از مهر مادر عاشق.......کاش بودی ومیدیدی با وجودی که خودم الآن مادرم ولی هنوز به آغوش گرمت؛ به صفای وجودت؛وبه مهر مادریت وبه بوسه های گرمت نیازمندم..........

 

هورامادرای عزیز روزتون مبارکهورا


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/٢/٥ ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ توسط مهدیه نظرات ()