ღ ♥ღ........ MahdiehhhhhhhhhhhhH.......ღ♥ღ•.¸¸.•* ❤

وقتی بچه بودیم آرزوداشتیم بزرگ بشیم؛خیلی کارارخودمون انجام بدیم؛

اما حالاکه بزرگ شدیم آرزوداریم....................................!!!!!!!!!!!!!!!!!

آرزو

پسر نگاهی به دختر کرد و گفت: حالا که کنار ساحل هستیم بیا یه آرزوی قشنگ بکنیم .

دختر با بی میلی قبول کرد.

 پسر چشماشو بست و گفت:کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم ...

 بعد به دختر گفت : حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خیلی بی تفاوت گفت کاشکی همین الان دنیا تموم بشه ...

وقتی چشماشو باز کرد پسر رو ندید، فقط چند تا حباب رو آبدید.

 

برچسب‌ها:
+ ۱۳٩۱/٤/۳۱ ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()

سلام دوستای گلم راستش این عکساروخودم نگرفتم بابای عزیزم گرفته(گفتم جهت اطلاع)


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
+ ۱۳٩۱/٤/۳٠ ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()

اینم چندتاعکس ازساختمان های اندونزی که خودم گرفتم

این پست روهم فقط بخاطربعضی ازدوستان گذاشتمقلب


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
+ ۱۳٩۱/٤/٢٦ ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()

بنده ای خدا را گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم؟

خدا فرمود : شاید نوشته باشم هرچه دعا کند ...

 

 

گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد... گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد... نه به شکل " دوستت دارم"  و یا نه به شکل " بی تو میمیرم " ... ساده شاید ، مثل :

          "  دلتنگ نباش، امیدت به خدا ... فردا روز دیگری ست ! "

 سوال

کاش هفت ساله بودم

 

روی نیمکت چوبی می نشستم

 

مداد سوسماری در دست

 

باصدای تو دیکته می نوشتم

 

تو می گفتی بنویس دلتنگی

 

من آن را اشتباه می نگاشتم

 

اخمی بر چهره می نشاندی و من

 

به جبران

 

دلتنگی را هزار بار می نوشتم!

 

 

 


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩۱/٤/٢۳ ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ توسط مهدیه نظرات ()

 دلت از سن و سالت می گیره

میخوای کودک باشی

کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...و

سوال

چه بی رحمانه... تمام آرزوهای کودکی مان را به دار قصاص آویختیم!!

 

 به حکم بزرگ شدنمان.............

ناراحت

 

ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند، همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند: خوب ها / بدها

 


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩۱/٤/۱٠ ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط مهدیه نظرات ()